۲۱ اسفند ۱۳۸۷

نام روزهاي ماه در گاه شمار ايراني

1-   اورمزد (اهورامزدا: آفريننده ي خردمند)

2-   بهمن (وهومنه: انديشه ي نيك)

3-   ارديبهشت (اشا وهيشت: بهترين نيكي)

4-   شهريور (خشتره وئيريه: بهترين پادشاهي)

5-   اسفند (سپنته آرمئيتي، سپندارمزد: فروتني مقدس)

6-   خرداد (هئور وتات: رسايي و كمال)

7-   امرداد (امرتات: بي مرگي و جاودانگي)

8-   دي به آذر

9-   آذر (ايزد آتش)

10-      آبان (ايزد آب)

11-      ماه

12-      خور

13-      تير (تشتر: ايزد باران)

14-      گوش (گئوشوروَن: ايزد روان چهارپايان مفيد) 

15-      دي به مهر

16-      مهر (ميثره: ايزد پيمان)

17-      سروش (يكي از ايزدان رسيدگي كننده به كارنامه ي انسان در رستاخيز، رساننده ي پيام اورمزد)

18-      رشن (همكار سروش)

19-      فروردين (فروهر درگذشتگان)

20-      بهرام (ايزد نبرد)

21-      رام (ايزد آرامش)

22-      باد

23-      دي به دين

24-      دين

25-      ارد (بخشش و دهش اهورايي)

26-      اشتاد (كار با داد و راستي)

27-      آسمان

28-      زامياد (ايزد زمين)

29-      مانتره سپند (سخن انديشه برانگيز مقدس)

30-      انيران (روشنايي بي پايان)
 
دي و دين هر دو به معناي خدا به كار برده ميشود. روزهاي دي تعطيل و براي نيايش بوده است و واژه ي آدينه تغييريافته ي همان است.
ايزد به معني آفريدگار نيست و به هر نيروي مثبتي اطلاق ميشود.
روزهاي بهمن،‌ ماه، گوش و رام روزهاي نبُر هستند. ايرانيان باستان در اين روزها از خوردن گوشت خودداري مي كردند.
 
همه ي ماه ها 30 روز بوده اند. 5 روز پاياني سال به پنجه ي دزديده معروف بوده كه براي آماده شدن براي نوروز تعطيل بوده است. كبيسه گيري هم به اين شكل بوده است كه هر 120 سال يك سال 13 ماهه داشتند كه ماه سيزدهم كلا به جشن مي گذشت. ضرب المثل «120 سال زنده باشي» هم دعايي است براي اين كه اين ماه خوش را ببينند!